سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
انان که خاک را به نظر کیمیا کنند



انان که خاک را به نظر کیمیا کنند






درباره نویسنده
انان که خاک را به نظر کیمیا کنند
سید علیرضا امامی[42]
بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود-- بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود- ما خدا را با خود سر دعوا بردیم - و قسمها خوردیم - ما به هم بد کردیم - ما به هم بد گفتیم-ما حقیقتها را زیر پا له کردیم و چه حظی بردیم که زرنگی کردیم - روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم - از شما میپرسم ما که را گول زدیم؟
آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
تابستان 1387 [6]
بهار 1387 [3]
زمستان 1386 [8]
زمستان 87 [10]
پاییز 90
زمستان 88


لینکهای روزانه
عکس
عکس مراسم عقد پسر ریس جمهور [111]
بررسی تاثیرات نماز بر روی امواج بدن انسان [47]
[آرشیو(3)]


لینک دوستان
سکوت ابدی
اخوندها از مریخ نیامده اند
.: شهر عشق :.
آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟
یاد داشتهای محمود احمدی نژاد
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
انان که خاک را به نظر کیمیا کنند


لوگوی دوستان












وبلاگ فارسی

آمار بازدید
بازدید کل :30753
بازدید امروز : 15
 RSS 
   1   2      >

.... همیشه حواسمون جای دیگه بوده است و این بار چشم و گوشمون شش دانگ دنبال نرخ دلار و سکه و هر چه پول داشتیم رفتیم سکه و دلار خریدم که یک تومانمون انشاالله بشه 2 تومان و خوشحال از اینکه  دلار گرون میشه و هر روز چرتکه میندازیم که کلی سود کردیم غافل از اینکه .... اقتصاد خودمونو با دستای خودمون و البته به کمک دوستان خارجی و بعضا داخلی حالی بهش میدیم و .... و....توی این هیاهو یه نفر اومد گفت دخترم سرطان گرفته 20 سال داره با یه دختر هشت ماهه و از اونجایی که پول نداشتن ظرف مدت یک ماه سرطان اونو از پا انداخته و الان هفته ای یه امپول باید بزنه به قیمت 350000 تومان ( قابل توجه مسئولین ...) چندتایی به کمک بعضی افراد خیر تهیه شده و .... بقیه رفتن دنبال زندگی خودشون احتمالا خرید سکه و دلار . راستی مگه مردم بیکارن که بیان و کمک کنن به یه ادم سرطانی مشکل خودشه اخرش که همه میمیرن یکی زودتر ما این همه کار واجب داریم یک تومنون داره میشه دو تومن شاید هم بیشتر ...


و اون دختر توی یکی از این شبهای سرد زمستون


اروم توی تنهایی 


و کنار اون خانه فقیرانه


میمیره


و من و تو خوشحال از اینکه نرخ دلار هامون داره میره بالا


و نمیدونیم که نرخ انسانیت داره  پایین میاد


شاید هم


امشب دختری میمیرد



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 7:22 عصر روز شنبه 1 بهمن 90


 قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند "چه کس مرده است؟" چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تورا برای مردگان ما نازل کرده است...قرآن ! من شرمنده توام اگر تورا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که تورا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق می کند که تورا فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که تورا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تورا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آیا واقعا خدا تورا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟!قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تورا می خوانند و تورا می شنوند، ‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از تورا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند "احسنت ...!" گویی مسابقه نفس است!قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، ‌خواندن تو آز آخر به اول، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تورا حفظ کرده اند ‌حفظ کنی تا این چنین تورا اسباب مسابقات هوش نکنند. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم...خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو...




 




دکتر علی شریعتی




 



 


 



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 8:9 عصر روز دوشنبه 19 دی 90


به چه می اندیشی


با کدام لذت و انگیزه


به فردای دگر خیره شدی


عمر از نیمه گذشت


و دمی غنچه لبخند    شکوفا نشد


درد این نیست ای دوست


که چرا نقش تبسم فراموش شده


یا چرا شعله صدها لذت     بی دلیل و بی علت


یک شبه خاموش شده


درد این نیست     که چرا در باغچه ها


رازقی تشنه بمیرد    یا بخشکد نهال گل سرخ


درد این است که بشر تشنه بمیرد


و بگوید این تقدیر است


به چه می اندیشی؟


و در این خاک کویر       با لب تشنه


بدنبال کدام چشمه اب میگردی؟



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 10:25 صبح روز پنج شنبه 1 دی 90


باز باران


بی امان


از اسمان میبارد امشب


باز سرمای زمستان        زوزه کشان شعر و مرگ می خواند امشب


باز گلستان


در زمستان


قتلگاه رازقی و نسترن میگردد امشب


باز دربدران


ناداران


لخت و عریان        در خیابان          زیر باران


شاید لرزانند امشب


باز رود از اب باران           لبریز میگردد امشب


فصل سرد              باز  با قضاوت


شاید قداره در دست               خون در چشم


گل ها را قتل عام میسازد امشب


باز نفرت  باز کشتار طبیعت


باز ویرانی و وحشت تکرار میگردد امشب



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 10:20 صبح روز پنج شنبه 1 دی 90


بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود


بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود


ما خدا را با خود سر دعوا بردیم    و قسمها خوردیم


ما به هم بد کردیم         ما به هم بد گفتیم


ما حقیقتها را زیر پا له کردیم     


  و چه حظی بردیم که زرنگی کردیم


روی هر  حادثه ای حرفی از پول زدیم


از شما میپرسم ما که را گول زدیم ؟؟؟



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 11:33 صبح روز چهارشنبه 30 آذر 90


باز باران با ترانه ..... میزند بر بام خانه ....


خانه ام کو ؟  خانه ات کو ؟  ان دل دیوانه ات کو ؟


روزها کودکی کو ؟  فصل  خوب وسادگی کو  ؟


یادت اید روز باران .......  گردش یک روز دیرین .....


پس چه شد دیگر کجا رفت         خاطرات خوب و شیرین   


   در پس ان کوی بن بست در دل تو  ارزو هست ؟


کودک خوشحال دیروز      غرق در غمهای امروز


یاد باران رفته از یاد           ارزوهای باز باران با ترانه .....میزند بر بام خانه


خانه ام کو ؟  خانه ات کو  ؟     ان دل دیوانه ات کو ؟


روزهای کودکی کو ؟       فصل خوب و سادگی کو ؟


کودک خوشحال دیروز       غرق درغمهای امروز


باز باران .....


با ترانه .....


میزند بر بام خانه


بی بهانه.....


شادیم گم کرده خانه.................... شایدم گم کرده خانه



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 6:51 عصر روز سه شنبه 29 آذر 90


فصلهای پیش از این هم ابر داشت


بر کویرم بارشی بی صبر داشت


اینک اما عده ای اتش شدند


بعد کوچ کوهها ارش شدند


بعضی از انها که خون نوشیده اند


ارث جنگ عشق را پوشیده اند


عده ای حسن القضا را دیده اند


عده ای را قصرها بلعیده اند


بزدلانی کز هراس ابتر شدند


از بسیجی ها بسیجی تر شدند


تو چه میدانی تگرک و برگ را


غرق خون خویش رقص مرگ را


تو چه میدانی سقوط پاوه را


عاصمی را باکری را کاوه را


با همان هایم که در دین غش زدند


ریشه اسلام را اتش زدند


پای خندق ها احد را ساختند


خون فروشی کرده خود را ساختند


زنده های کمتر از مردارها


با شما هستم غنیمت خوارها


بذر هفتاد و دو افت در شما


بردگان سکه لعنت بر شما


باز دنیا کاسه خمر شماست


باز هم شیطان اولی الامر شماست


با همان هایم که بعد ان ولی


شوکران کردند در کام علی


با همان همایم که بعد او ولی                 شوکران کردند در کام علی


 


                                                                              تیتراژ پایانی اخراجیها 3



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 8:5 عصر روز یکشنبه 29 آبان 90


حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.


همان طور که خدا می گوید در سنت الهی تغییر وجود ندارد «مشرکان با نهایت تأکید به خدا سوگند خوردند که اگر پیامبرى انذارکننده به سراغشان آید، هدایت یافته‏ترین امّتها خواهند بود امّا چون پیامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‏گرفتن از (حق) چیزى بر آنها نیفزود اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهاى بدشان بود امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را مى‏گیرد آیا آنها چیزى جز سنّت پیشینیان و (عذابهاى دردناک آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمى‏یابى»(سوره فاطر ??-??)


البته هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار گردید.


 این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.


اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین  بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان ومقاربتهای جنسی نبایستی پوشیده باشند بلکه باید کاملا آشکارا به نمایش درآیند.


شهر پمپی در روز ?? اوت سال ?? میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ?? ساعت ادامه داشت به زیر ? متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. از ??هزار نفر جمعیت پمپی دو هزار نفر ناپدید شدند و مابقی آرام آرام مذاب و به تلی از مجسمه های سنگی تبدیل شدند.


مذاب کوه وزوو به آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد. یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند. زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام عمل مقاربت تبدیل به سنگ شده بودند. از همه جالبتر آن است که این زوجها هر دو از یک جنس و یا زوجهایی از دختران و پسران کم سن وسال بوده اند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است صورت آنها حالت گیج و منگ دارد.


مجهول ترین جنبه این حادثه در اینجاست که چگونه هزاران انسان بی آنکه چیزی بشنوند و یا ببینند منتظر می مانند تا مرگ آنها را دریابد. این بعد حادثه نشان می دهد که نابودی و محو شهر پمپی دقیقا مشابه همان حوادث ویرانگری است که در قرآن به آنها اشاره شده، زیرا قرآن زمانی که این حوادث را  بازگو می کند به «نابودی ناگهانی» اشاره دارد. به عنوان مثال در سوره (یس) چنین توصیفی است : همه سکنه شهر به یک لحظه هلاک شدند. این وضعیت در آیه ??این سوره چنین می آید : « (بلکه) فقط یک صیحه آسمانى بود، ناگهان همگى خاموش شدند!» ؛ آیه ?? سوره قمر وقتی تخریب و نابودی قوم ثمود را بازگو می کند مجدادا به نابودی آنی اشاره می کند «ما فقط یک صیحه [صاعقه عظیم‏] بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگى بصورت گیاه خشکى درآمدند»


مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ داد، همان گونه که در آیات بالا نقل شد. فاجعه هرچه بود،همه چیز به همان حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ????نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد ولی هنوز هم دو پنجم این شهر سوخته در زیر زمین است. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است اما متاسفانه جایی از دیده عبرت در این نگاه ها یافت نمی شود.نواحی ناپل که فساد و هرزگی در آن شیوع دارد از مراکز ونواحی بی بند وباری شهر پمپی دست کمی ندارد. جزیره کاپری پایگاهی برای همجنس بازی و برهنگی گرایی است و در صنعت توریسم به بهشت همجنس بازی شهرت دارد. نه تنها در کاپری و ایتالیا بلکه تقریبا در تمامی دنیا چنین انحطاط اخلاقی وجود دارد و مردم هم هیچ توجه و اصراری به پند گیری از تجربیات تلخ مردم گذشته ندارند. در سوره سجده درباره همین مردم می فرماید : «و اگر اینان روی بگردانند به آنها بگو شما را از صاعقه عاد و ثمود بیم می دهم. »


منتظر داستانهای اقوام دیگر باشید


منبع : کتاب اقوام هلاک شده نوشته هارون یحیی و ترجمه مژگان دستوری(انتشارات کیهان) با اضافات


مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی



مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی


بقیه در ادامه مطلب






مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی








اجساد سنگ شده که از دل خاک در شهر پمپی بیرون آورده شده(تصاویر کتاب)





تصویری از زندگی لوکس و تجملی و وسائل مردم شهر پمپی قبل از وقوع حادثه





نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 5:21 عصر روز دوشنبه 12 مهر 89


                  


 اصولا ما کار زیاد داریم


  سرمان شلوغ است


درس و کلاس داریم


چند روز دیگر عروسی داریم


چند ماه دیگر سفری در پیش داریم


چند سال دیگر عروس داریم


و نه ماه بعد هم نوه داریم


و .......باز داریم که داریم


 خلاصه       این جمعه که نه جمعه های اینده هم نیا


که ما کار داریم  


  وقت دل دادن به مهدی فاطمه دیگر نداریم


باشد تا زمانی تا گره افتد در کار


اگر  نزول و پارتی چاره ساز نشد


انوقت یادمان می اید که اقا داریم


البته این جمعه جام جهانی هم داریم 


خلاصه وقت ندارم


که بدانیم مهدی فاطمه ای هم داریم 



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 5:36 عصر روز چهارشنبه 16 تیر 89


روزگاری بر مردم خواهد امد


که از قران جز نشانی


و از اسلام جز نامی      باقی نخواهد ماند


مسجد های انان در ان روزگار ابادان اما از هدایت ویران است


مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد بدترین مردم زمین میاشند


که کانون هر فتنه و جایگاه هر گونه خطاکاری اند 


هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند  و هر کس از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند


که خدای بزرگ فرماید:


-- به خودم سوگند بر انان فتنه ای بگمارم که انسان شکیبا در ان سرگردان ماند --


و چنین کرده است و ما از خدا میخواهیم که از لغزش غفلت ها در گذرد


                         


                                                                                              نهج البلاغه . حکمت 369 


 


                                



نویسنده » سید علیرضا امامی . ساعت 10:9 عصر روز شنبه 21 آذر 88


   1   2      >