سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

همان طور که خدا می گوید در سنت الهی تغییر وجود ندارد «مشرکان با نهایت تأکید به خدا سوگند خوردند که اگر پیامبرى انذارکننده به سراغشان آید، هدایت یافته‏ترین امّتها خواهند بود امّا چون پیامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‏گرفتن از (حق) چیزى بر آنها نیفزود اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهاى بدشان بود امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را مى‏گیرد آیا آنها چیزى جز سنّت پیشینیان و (عذابهاى دردناک آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمى‏یابى»(سوره فاطر ??-??)

البته هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار گردید.

 این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین  بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان ومقاربتهای جنسی نبایستی پوشیده باشند بلکه باید کاملا آشکارا به نمایش درآیند.

شهر پمپی در روز ?? اوت سال ?? میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ?? ساعت ادامه داشت به زیر ? متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. از ??هزار نفر جمعیت پمپی دو هزار نفر ناپدید شدند و مابقی آرام آرام مذاب و به تلی از مجسمه های سنگی تبدیل شدند.

مذاب کوه وزوو به آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد. یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند. زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام عمل مقاربت تبدیل به سنگ شده بودند. از همه جالبتر آن است که این زوجها هر دو از یک جنس و یا زوجهایی از دختران و پسران کم سن وسال بوده اند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است صورت آنها حالت گیج و منگ دارد.

مجهول ترین جنبه این حادثه در اینجاست که چگونه هزاران انسان بی آنکه چیزی بشنوند و یا ببینند منتظر می مانند تا مرگ آنها را دریابد. این بعد حادثه نشان می دهد که نابودی و محو شهر پمپی دقیقا مشابه همان حوادث ویرانگری است که در قرآن به آنها اشاره شده، زیرا قرآن زمانی که این حوادث را  بازگو می کند به «نابودی ناگهانی» اشاره دارد. به عنوان مثال در سوره (یس) چنین توصیفی است : همه سکنه شهر به یک لحظه هلاک شدند. این وضعیت در آیه ??این سوره چنین می آید : « (بلکه) فقط یک صیحه آسمانى بود، ناگهان همگى خاموش شدند!» ؛ آیه ?? سوره قمر وقتی تخریب و نابودی قوم ثمود را بازگو می کند مجدادا به نابودی آنی اشاره می کند «ما فقط یک صیحه [صاعقه عظیم‏] بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگى بصورت گیاه خشکى درآمدند»

مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ داد، همان گونه که در آیات بالا نقل شد. فاجعه هرچه بود،همه چیز به همان حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ????نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد ولی هنوز هم دو پنجم این شهر سوخته در زیر زمین است. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است اما متاسفانه جایی از دیده عبرت در این نگاه ها یافت نمی شود.نواحی ناپل که فساد و هرزگی در آن شیوع دارد از مراکز ونواحی بی بند وباری شهر پمپی دست کمی ندارد. جزیره کاپری پایگاهی برای همجنس بازی و برهنگی گرایی است و در صنعت توریسم به بهشت همجنس بازی شهرت دارد. نه تنها در کاپری و ایتالیا بلکه تقریبا در تمامی دنیا چنین انحطاط اخلاقی وجود دارد و مردم هم هیچ توجه و اصراری به پند گیری از تجربیات تلخ مردم گذشته ندارند. در سوره سجده درباره همین مردم می فرماید : «و اگر اینان روی بگردانند به آنها بگو شما را از صاعقه عاد و ثمود بیم می دهم. »

منتظر داستانهای اقوام دیگر باشید

منبع : کتاب اقوام هلاک شده نوشته هارون یحیی و ترجمه مژگان دستوری(انتشارات کیهان) با اضافات

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

بقیه در ادامه مطلب

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

اجساد سنگ شده که از دل خاک در شهر پمپی بیرون آورده شده(تصاویر کتاب)

تصویری از زندگی لوکس و تجملی و وسائل مردم شهر پمپی قبل از وقوع حادثه




تاریخ : دوشنبه 89/7/12 | 5:21 عصر | نویسنده : a | نظر

                  

 اصولا ما کار زیاد داریم

  سرمان شلوغ است

درس و کلاس داریم

چند روز دیگر عروسی داریم

چند ماه دیگر سفری در پیش داریم

چند سال دیگر عروس داریم

و نه ماه بعد هم نوه داریم

و .......باز داریم که داریم

 خلاصه       این جمعه که نه جمعه های اینده هم نیا

که ما کار داریم  

  وقت دل دادن به مهدی فاطمه دیگر نداریم

باشد تا زمانی تا گره افتد در کار

اگر  نزول و پارتی چاره ساز نشد

انوقت یادمان می اید که اقا داریم

البته این جمعه جام جهانی هم داریم 

خلاصه وقت ندارم

که بدانیم مهدی فاطمه ای هم داریم 




تاریخ : چهارشنبه 89/4/16 | 5:36 عصر | نویسنده : a | نظر

روزگاری بر مردم خواهد امد

که از قران جز نشانی

و از اسلام جز نامی      باقی نخواهد ماند

مسجد های انان در ان روزگار ابادان اما از هدایت ویران است

مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد بدترین مردم زمین میاشند

که کانون هر فتنه و جایگاه هر گونه خطاکاری اند 

هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند  و هر کس از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند

که خدای بزرگ فرماید:

-- به خودم سوگند بر انان فتنه ای بگمارم که انسان شکیبا در ان سرگردان ماند --

و چنین کرده است و ما از خدا میخواهیم که از لغزش غفلت ها در گذرد

                         

                                                                                              نهج البلاغه . حکمت 369 

 

                                




تاریخ : شنبه 88/9/21 | 10:9 عصر | نویسنده : a | نظر

 

اب را ول نکنیم

شاید ان بالاتر         

ادمی شیک و تمیز            بنز خود را میشوید

یا کمی ان دورتر

         در حیاطی که ندارد سر و ته

         یک نفر استخرش را پر میسازد

مردم بالا دست

             خانه هاشان چه جلایی دارد

              و هواشان چه هوای ماهی!!

مردم بالا دست

               باغشان پر و گل و بی هیچ خار و خسی

               و صدای خوش چلچله ها

لیک   مردم پایین دست

               خانه هاشان تنگ است

                زندگی شان لنگ است           

                نانشان   سنگ است

                دلشان هم تنگ است

                                  وکلاغ است بر لب بام

اب را ول نکنیم

                 مردم بالا دست

                                   اب را می بلعند

                  مردم پایین دست

                                   اب را میفهمند

                                                    اب را ول نکنیم 




تاریخ : سه شنبه 88/8/26 | 8:35 عصر | نویسنده : a | نظر



تاریخ : جمعه 87/11/11 | 12:14 عصر | نویسنده : a | نظر

سلام ...

اقای استاندار عمرتان طولانی عمر ما که تباه شد

خانه ات اباد خانه ما که خراب شد

زنم که رفت

دخترم ماند با دو پای لنگ من !

و چند نخل کمر شکسته

اقای استاندار...

روزگار به کامتان کام ما که تلخ شد

روزهایم سپری شد زیر چادر اهدایی    کمیته امداد

از دوری عزیزانم چشم هایم و از بی ابی نخل هایم     خشکید!

اقای استاندار.... 

عمرتان طولانی عمر ما که تباه شد

با ماهی 50 هزار تومان خوردیم تا نمیریم

زیر سایه شما و خط فقر............

اقای استاندار

دلتان شاد دل ما که ناشاد شد

مرضیه بزرگ تر شدو چادر ما کانکس

برای دخترم خواستگار امد

ولی جهیزیه ای در کار نبود

اقای استاندار در خواست وام کردم       گفتند ضامن معتبر       گفتم هر چه ضامن داشتم زیر خاک دفن شدند

اقای استاندار ان وقت ها         که جوان تر بودم

برای رفتن به جبهه

کسی ضامن معتبر نمی خواست

تقاضا کردم از کمیته امداد

گفتند نوبت وام شما        دو سال دیگر... همین موقع 300 هزار تومان

نامه نوشتم به رییس جمهور          برایم دوچرخه فرستادند

اقای استاندار

1 سال است دخترم در خانه بخت است

و 9 ماه است خودم در گوشه زندان

...از سر ناچاری پول ربا گرفتم           و از بخت بد ربا یقه ام را گرفت

اقای استاندار ...

سرتان را درد نمی اورم           از بم چه خبر؟

ان شا الله که دارد درست میشود؟!

راستی اگر زحمتی نبود       به محله ما هم سر بزنید

میدان امام علی (ع) - خیابان مالک اشتر - کوچه 12- بن بست عدالت !؟

نوکر شما...!

عبد الرحمان رنج کش!

                                                                                         نقل از صبح دو کوهه




تاریخ : سه شنبه 86/11/30 | 1:6 صبح | نویسنده : a | نظر

  • فرش
  • راکت
  • قالب وبلاگ